دولتی بودن سیاست های حمایت ازگردشگری وصنعت توریسم درایران ونداشتن یک تشکل رسمی قوی غیر دولتی برای این امر سبب شده است که این فعالیت درمجموعه ای از محدودیت ها وانحصارها به تله افتاده باشد. گردشگری یک موضوع فرابخشی است که ازصنعت حمل ونقل گرفته تا صنعت هتلداری تا راه و راهداری تا بهداشت ورستوران داری تاصنایع دستی ، تا میراث فرهنگی وسازمان های متولی فرهنگ نسبت به آن حرف دارند وگاهی بهتر است بگوئیم که ادعا !

مطبوعات گردشگری حلقه گمشده صنعت گردشگری

دولتی بودن سیاست های حمایت ازگردشگری وصنعت توریسم در ایران و نداشتن یک تشکل رسمی قوی غیر دولتی برای این امر سبب شده است که این فعالیت درمجموعه ای از محدودیت ها وانحصارها به تله افتاده باشد. گردشگری یک موضوع فرابخشی است که ازصنعت حمل ونقل گرفته تا صنعت هتلداری تا راه و راهداری تا بهداشت ورستوران داری تاصنایع دستی ، تا میراث فرهنگی وسازمان های متولی فرهنگ نسبت به آن حرف دارند وگاهی بهتر است بگوئیم که ادعا !

دولت هم با وزارت مربوطه درمجموعه ای از محدودیت های بودجه ای ومنابع انسانی وکارشناسی فقط می تواند گاهی نیم نگاهی به این موضوع ملی واقتصاد ساز بیاندازد. ضمن آنکه متولیان فرهنگی نیزدراین باره حرف های زیادی دارند وحالا این کرونا هم شد قوز بالا قوز!

قله دماوند

 

حالا بشنوید حرف مارا!

ما به عنوان رسانه و دست اندرکاران رسانه ای نیز درموضوع زبان بودن یا نبودن برای صنعت گردشگری حرف های زیادی داشته وداریم که چون این حرف ها به جایی نرسیده است تکرار آن را خالی از فایده می دانیم وشاید در خوش بینانه ترین وضعیت بگوئیم کم فایده .

چطور ممکن است ورزش ،صنعت، رایانه و آی تی و کنکور و سینما و تاتر و هزار مسئله دیگر نیازمند رسانه باشند ولی صنعت گردشگری – که باتوجه به جنبه های فراوان تاثیر گذاری اش درسبک زندگی ومعیشت واقتصاد وارتباطات اجتماعی یک فعالیت  مادر به حساب می آید – نیازمند رسانه نباشد؟

دراین میان باید توجه داشت که  تنها رسانه صوتی وتصویری که تاحدودی به این صنعت وظرفیت های آن توجه می کند صداوسیما می باشد. والبته آن هم درچارچوب سیاست های کلان خود وبرنامه سازی و..و..

بخش خصوصی می ماند وفضای مجازی.متاسفانه فعالان رشته های وابسته به صنعت گردشگری نیز در رشته های مختلف ، همه به دنبال کارکم هزینه و رایگان هستند وچه بهتر از فضای مجازی .

دراینجا نمی خواهیم درباره محاسن و معایب  فضای مجازی سخن بگوییم که این سخن بس دراز است وحوصله ها کوتاه.

سوال اینست که پس مطبوعات تخصصی ورشته محور دراین ماجرا کجای بازی هستند؟ شکی نیست که مطبوعات را باید درآمدهای تبلغاتی وآگهی اداره کنند. هیچ ضمانتی برای حمایت ازمطبوعات به طور کلی ومطبوعات تخصصی ورشته محور به طور خاص وجود ندارد. مسافرداخلی وخارجی  اگر بخواهد چیزی درباره ظرفیت های گردشگری هدف خویش بداند باید به سراغ گوشی  ونت برود . درآنجا هم مطلب کاربردی به جز تبلیغات چیزی  گیرش نمی آید. همه ازخود تعریف می کنند  وقصدشان تبلیغات است ووقتی به سراغ اصل موضوع بروی می بینی میان آنچه درسایت یا اینستا گرام یا تلگرام ودیگر شبکه های اجتماعی آورده اند فقط تبلیغات است نه واقعیات .

خلاصه سخن اینست که باید به داد مطبوعات رسید ودرحوزه گردشگری نیز باید به مطبوعات سفر محور میدان وامکان حیات داد. ما نشریه ای برای اینکه یک توریست درهتلی آن را ورق بزند ودرباره ظرفیت های گردشگری ایران بداند نداریم . گردشگری از واقعیت های خود دور افتاده ومحدود به شمال ایران ورفتن به زیر چادر مسافرتی ( برای آنان که پول  هتل وویلا ندارند ) ویا هتل وبرج نشینی برفراز بلندی های جنگل ها ی تخریب شده توسط سوداگران ( برای آنان که دستشان به دهنشان  وبالاتر ازدهنشان می رسد) شده است . اماکن وابسته به صنعت گردشگری تصورمی کنند با حضور درفلان کانال فضای مجازی یا داشتن فقط یک سایت دراینترنت می توانند لحاف خود را ازآب بیرون بکشند.نتیجه نگاه ناقص داشتن به مقوله ا رتباطات رسانه ای درگردشگری این شده است که دهها هتل ورستوران وگردشگاه دربازپرداخت بدهی های ابدی خود به نظام بانکی درمانده وکرکره را پائین کشیده اند.

دربخش حمایت دولتی ازمطبوعات نیز بگذارید چیزی نگوئیم . بخصوص در حمایت ازنشریاتی که توسط بخش خصوصی اداره می شدند وحالا جایشان در دکه های روزنامه فروشی خالیست و به جای آنها پفک وبیسکویت وسیگار  وغیره! عرضه می شود . چند نشریه وابسته به نهادهای حاکمیتی  نیز دلشان قرص است به حمایت های تضمینی و دریافت آگهی های دولتی یا آگهی هایی که با الزام های قانونی می باید به چاپ برسند.

مطبوعات گردشگری

حرف مان را تکرار می کنیم وآن اینکه نشریات زبان جامعه وآینه فعالیت های مختلف هستند و اینکه ما فرهنگ نشرو مطالعه ومطبوعات خوانی را بادست خودمان به کام فضای مجازی واینترنت ریخته ایم یک ا شتباه راهبردی است ومنجر به کسادی کتابفروشی ها وتعطیلی مطبوعات – ازهمه نوعش – شده است . ازیک سوی می باید دولت وازسوی دیگر فعالان میدان های مختلف ازجمله میدان گردشگری هزینه فعال بودن این زبان گویا را تامین کنند وگرنه خودشان به بی زبانی مبتلا شده و سرزنده گی ونشاط به سوی آنان اقبالی نخواهد داشت. گردشگری نیازمند زبان مطبوعاتی است نگذاریم مطبوعات واپسین نفس هایشان ازشماره بیفتد. دهها نشریه گردشگری به دلیل عدم حمایت به خاطره ها پیوستند وبعضی ها  هنوز دنیا نیامده دچارنارسایی شده یا درکودکی به بیماری  فلج اطفال مبتلا شده  وسرمایه گذاری اولیه ارباب فرهنگ نیز– که نوعا کم بضاعت نیز هستند- مثل یخ زیر آفتاب آب شد .ولی ما امیدواریم . امید وار به بیداری صاحبان فعالیت های حوزه گردشگری  از یک سوی وبیداری متولیان مطبوعات درکشور ازسوی دیگر درحمایت واحیای دوباره نشریات گردشگری وبلکه همه مطبوعات  زیرا فرهنگ مطالعه درکشور به نفس نفس افتاده است.

  • نویسنده : ناصری
  • منبع خبر : نویسنده